يحيى دولت آبادى
275
حيات يحيى ( فارسى )
شايد در باطن با درباريان طرح الفتى افكنده باشد و از اين قبيل مطالب كه موجب پراكندگى افكار مجلسيان است بسيار هست كه هيچيك در نهم ذى القعده وجود نداشته نهم آنكه در واقعه نهم ذى القعده تمام وكلاى مجلس در طهران مردم را بضديت با مخالفين ترغيب ميكردند و مردم از زبان وكلاء جز حرف مخالفت با درباريان چيزى نميشنيدند وكلاى ولايات بهر رمز و بهر وسيله بود بموكلين خود ميرساندند كه تلگرافات سخت كرده تا آخر درجه ضديت خود را با درباريان اظهار كنيد اما در اين نوبت مردم از زبان ( غير از معدودى ) حرف نااميدى ميشنوند وكلاى طرفدار شاه هرچه مىتوانند مردم را دلسرد كرده از كار مياندازند نمايندگان ولايات بهر وسيله هست بموكلين خود ميرسانند كه شاه مظلوم است و تندروان مجلس و انجمنها ستمكار و باينوسيله نميگذارند در ولايات هيجانى بشود خصوصا كه دولتيان هم در تلگرافات آنها تصرفات كرده هرچه ميخواهند اضافه ميكنند عجالتا دسته تندروان مجلس هم باهم اتفاق ندارند و چند دسته شدهاند مثلا وكلاى آذربايجان چهار نفرشان مستشار الدوله - تقىزاده و حاج ميرزا ابراهيم و حاج ميرزا آقا باهم متفقند و باقى متفرق شده هركدام با دستهئى كار ميكنند و شاه در ميان آنها هم طرفدارانى دارد كه نميگذارند تعليمات ضد شاه در آذربايجان مؤثر واقع گردد و هم آنكه در واقعه نهم ذى القعده شاه بالمره از مليون نااميد نشده بود يعنى تصور نميكرد سازش با آنها صورتپذير نباشد ولى بعد از واقعه بمب و اقدامات جدى تندروان در استخلاص اشخاصى كه باتهام آن كار گرفتار شده بودند قطع حاصل كرده كه نه او ميتواند ديگر با اين اشخاص راه برود و نه آنها با او راه خواهند رفت و از دو طرف نااميدى حاصل شده است با اين خصوصيات و خصوصيتهاى ديگر كه ناگفته ماند اين اجتماع و هيجان ملى را بهيجان ملى نهم ذى القعده قياس نبايد كرد و اين دفعه بر مزاج مجلس مرضهائى مستولى شده و بخارج هم سرايت كرده است كه هريك از آن مرضها مهلك است و اطباى حاذق از معالجهاش عاجزند آيا جاى تأسف نيست كه بعضى از باانصافان دربار كه باطنا روى دلشان بجانب مشروطه است سر به گوش من گذارده ميگويند هرچه شكايت داريد از خودتان بكنيد و تمام مفسده را از منافقين مجلس